X
تبلیغات
بنگاه معاملات عشق
بنگاه معاملات عشق

به نام تک مکانیک قلب های داغون



ببین تویی که واسه من شاخ شدی!!!
ما رو دیدی بنداز سرو پایین.
چت روم فروخته شد ولی با یه چت روم دیگه میام
ما همیشه هستیم  گروه پایدار ♥

برچسب‌ها: بنگاه معاملات عشق, وبلاگ عاشقان, نوشته های طنز, نوشته های عاشقونه, وبلاگ جعفر عباسی
نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 16:42 توسط jafar


سلام به دوستای عزیز و قدیمیه گلم برین حالشو ببرین:

دختره به دوست پسرش می گه:برویه نوشیدنی واسم بگیر

پسره: كولا یا پپسی

دختره: كولا

پسره: دایت یا عادی

دختره: دایت

پسره: قوطی یا شیشة

دختره: قوطی

پسره: كوچك یا بزرگ

دختره: اصلا نمیخام .. واسم اب بیار

پسره: معدنی یا لوله كشی

دختره: اب معدنی

پسره: سرد یا گرم

دختره: میزنمتـــــــــا

پسره: با چوب یا دمبای

دختره: حیووووووووووووووون

پسره: خر یا سك

دختره: گمشو از جلو چشام

پسره: پیاده یا با دو

دختره: با هرچی بــــــرو فقط نبینمت

پسره: باهام میای یا تنها برم ):

دختره: پدرسگ

پسر : کدوم پدر اولیه یا دومیه ؟ :
♥♥♥
مثلث برمودا : .
.
.
.
.
.
.
.
.
لپ تاپ ، فيسبوك ، تخت

عمرا بتوني از توش بياي بيرون ، تا حالا موردي مشاهده نشده

♥♥♥

این پسر هایی که فقط با یکی میمونن
.
.
.
.
.
.
.
اینا پول ندارن هزینه چند نفر و با هم بدن

وگرنه عمرا با یه نفر میپریدن :|
بــــــــاور کنید (((((((

♥♥♥

ﻣﻠﺖ ﻻﻭ ﻣﯿﺘﺮﮐﻮﻧﻦ ,

منم ﻣﺸﻤﺎ ﺣﺒﺎﺏ ﺩﺍﺭ..................!!!

***

یه جوری میگن دههههههه ۶۰ دهههههههههههههههه ۶۰
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
انگار با دایناسورا رفت وامد داشتن و رو کتیبه درس میخوندن
والاااااا

♥♥♥

دختر:بابا بوست كنممم؟؟؟

بابا:دخترم پول ندارما،عصری مامانت بوسم كرد :))

سلامتی باباهاا

***

ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺷﺖ ﻣﯿﺮﻥ ﺗﻮ

ﺷﺮﮐﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﯾﮑﯽ ﺷﻮﻥ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺑﺸﻪ .

ﻣﺪﯾﺮﺷﺮﮐﺖ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ :

ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻬﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻋﻠﻢ ﺷﻤﺎﺳﺖ .

ﺍﺯ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖﺍﯾﺮﺍﻥ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﻩ ؟

ﻣﯿﮕﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ .

ﻣﺪﯾﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﺩﺭﺳﺖﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ .

ﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺯﺷﺘﻪ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ

ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﻧﺎﻡ ﺑﺒر ببینم.خخخخ

♥♥♥

یارو به باباش میگه:

پنج هزار تومن بده

باباش میگه چی؟

چهار هزار تومن!

سه هزار تومن میخوای واسه چی؟

بچه های مردم روزی دو هزار تومن میگیرن

با همون هزار تومن کنار میان

اونوقت تو از من پونصد تومن میخوای؟

بابای من سیصد تومن به من نمیداد که

من بخوام دویست تومن بدم!

بیا حالا این صد تومنو بگیر

پسره نگاه کرد دید پنجاه تومنیه..
بـــــــــــــــقیه رو برو ادامه مطلب بخون


برچسب‌ها: جک, طنز, وبلاگ عاشقان, نوشته زیبا, عشقولانه
:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1392ساعت 20:53 توسط jafar |


♥به نام خـــــــ عــــشق ـــــــدای♥

سلام عیدتون مبارک دوستان دیر اومدم ولی بازم اومدم .

اول غمگین :

♥♥♥♥♥♥♥

هوا خوب است ، بیا برویم کمی قدم بزنیم ؛ نگران نباش دوباره باز میگردانمت به قاب عکس

♥♥♥♥♥♥♥

کمی مهربانتر باش لطفا …
برای شانه ام سنگین است این سرسنگینی ها …

♥♥♥♥♥♥♥


خسته ام مثل درخت سروی که سال ها در برابر طوفان ایستاد و روزی که به نسیمی دل داد ، شکست …


♥♥♥♥♥♥♥


من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است وگرنه من کجا و واژه ی سیب کجا ؟

♥♥♥♥♥♥♥


تقصیر من که نیست !
این بغض های سمج عادتشان شده است که مدام سر از کار دلم دربیاورند …

♥♥♥♥♥♥♥


شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند :
خوش به حالش ، چه زود فراموش کرد …

♥♥♥♥♥♥♥


هی نیوتن !
تو که دم از جاذبه میزنی ، مرا کشف کن !
منی را که غم ها مدام جذبم میشوند !

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


و حـــالا یکم شـــادش کنیم


به مامانم میگم : مامان جورابای من رو تخت بود چیکارشون کردی ؟
میگه : چه بدونم حتما گذاشتی تو وبلاگت!!! خوب من چی بگم؟؟


♥♥♥♥♥♥♥


  نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم
    داییم میوه از ‘ی’ نوشته یه کیلو خیار..!!
    هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست!

♥♥♥♥♥♥♥


تا حالا دقت کردین درست وقتی شما تو بدترین شرایط قرار دارید بهترین موقعیت ها گیرتون میاد!!

♥♥♥♥♥♥♥


دختر عموم برگشته به مامانش میگه مامان چرا بلوتوثت روشنه ؟ زن عموم با اعتماد به نفس کامل میگه خب اگه روشن نباشه که اس ام اس نمیاد …
کل فک و فامیل تا نیم ساعت داشتن مثل ذرات معلق بال بال میزدن !

♥♥♥♥♥♥♥


تــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن شـــانس یــــه بار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه , بــدشانـسی دســـتـــش رو از روی زنـــگ بـــر نـــمیـــداره , بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره

♥♥♥♥♥♥♥


تا حالا دقت کردین کارت شارژیو که مغازه دار ۴۷۰۰ میخره و ما ۵۵۰۰ میخریم و ۴۹۰۰ شارژ میکنه بهش میگن ۵۰۰۰ تومنی!!

♥♥♥♥♥♥♥


به مامانم میگم میز مبل برای گل گذاشتن روش نیست ، واسه اینه که پامو بزاریم روش حالشو ببریم !
میگه پس اون جارویی هم که تو خونس برای تمیز کردن نیس برای خوردن تو صورتته …

♥♥♥♥♥♥♥


خـــــوب دوستایه گلم واسه امروز بسه دیگه نگین آپ نکردی ها :D

خوش باشین  من عصرها تو چت روم آنلاینم همیشه خواستین بیاین آدرس که دارین؟؟

بالا هست چون میدونم ندارین :D

بابای تا بعد♥



برچسب‌ها: نوشته هایه طنر, نوشته غمگین, بنگاه معاملات عشق, وبلاگ جعفر عباسی, ملوس چت
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1392ساعت 15:48 توسط jafar |


با سلام خدمت تموم بنگاهی ها اینبار یکم متفاوت آپ کردم

برین خوش بگذرونین:


.کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای برادرم قاطی لباسامه
به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟
میگه برادرت گفته اینا رو نمیخواد بدمش به مستحق!! اصلا چند شبه خواب ندارم  والا.


***

ﺟﻤﻌﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ :

ـــ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﺑﻌــﺪ ﺷﻨﯿﺪﻡ :
…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــــــــــــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــــــــــــﯽ؟
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــــﯽ؟
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ـــ ﺑَﻌﺪﺵ ﭼﻮﻥ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ِ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﺪﻡ  ههه اعتماد به نفسم زیاد شدش.


***


بابا گفتن ابــــروی کلفـــت مُده
نه اینکه کل پیشونی رو ور داری موکـــت کنی!
والا با بعضی از این دخترا وقتی صحبت میکنم
یه لحظه فکر میکنم دارم با کیوی صحبت میکنم
ابرو ساختن عرضش از اتوبان تهران کرج بیشتره لامصب


***

 

به قلبم گفتم :

شب‌ها خواب به چشمم نمی‌‌آید ،

قلبم گفت :

از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی ،

زر نزن بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا


***


هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،

حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک

تو یخچال جا بدیم

باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم


***

بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!

چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه

تازه شیرینیاتم خوردن


***

حیف نون ﺗﻮ اتوبوس ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ

ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!

ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟

حیف نون :ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ

ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ

***


خوب اینم از ایندفه تا قسمت بعدی باییییییییییییی

به چت روم هم یه سری بزنین خوشحال میشم//


نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 13:30 توسط jafar |


سلام به مه برو بچ  بنگاه

خوبین سال نو مبارک باشه

امیدوارم ساله خوبی در پیش داشته باشین

منم قول دادم فعلا مطالب غمگین نزارم


حالا برید مطالب بخونین:

میگن وقتی بهار داره میاد

باید از 5 روز قبل گلها رو خبرکرد

میخواستم خبرتون کنم

گلم بهار 4 ‎روزه دیگه میاد..


******

اسفند رو به پایان است؛

وقت کوچ کردن به فرودين است،

وقت بخشيدن و صاف کردن دل،

پس مراببخش : اگر با نگاهی یا صدايی

یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام.


******

البرت انیشتین،زکریای رازی،اسحاق نیوتن،

پروفسور حسابی،من و دیگردانشمندان،

سال خوشی را برای شما ارزومندیم


******

پشت هركوه سبزه زاريست

پر از يادخدا در آن باغ كسى ميخواند

كه خداهست،غصه چرا؟


****

عيد واقعي از آن کسي است

که آخر سالش را جشن بگيرد نه اول سال را


****

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری, آغاز روزایی باشد که آرزو داری…


**

یادت باشه:تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه.

بازم ۱سال کار و خستگی!

(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

—————————

امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال ۹۲ میان سراغت



عــــــــید خوش بگذره یاد ماهم باشین


نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 17:37 توسط jafar |


لطفا هــرکی مایله واسه مدیریت اینجا بهم بگه من شاید این آخرین آپـــم باشه

حوصله ندارم

حتی حوصله نفس کشیدن نظر بدین بگین برم؟ یا نرم؟ مدیر کمکی میشین؟



اهای فلانی...


یادت باشد...

ظـاهـــرش جـــديست .....

امـا دلـــي دارد کـه مــهربـانـي اش بـه وسعـت يک اقــيـانــوس است !

بــد قـول نــيـست .. امـــا گرفتار است

با او راه بيا....!

خــستـه کـه بــاشـد ..

تــنهـايش بــگــذار ...!

تودار است

کـــم حوصلـه ســت .. ..

اما صبر کن خودش بعد حرفهايش رامي گويد !

او تمام دنياي من بود...مبادا بیازاریش!!!




خدایا .... خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم ! شب بیا باهم بریم سراغشون .... من نشونت میدم ؛ تو ببخششون ...


خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .


مرا به ذهنت نه…. به دلت بسپار….

من ازگم شدن درجاهای شلوغ

…میترسم

شاید آخرین آپ هام باشه


نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 20:36 توسط jafar |


کـسـی چـه مـی دانــد ؟ !
شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود ...
هــوا خـــوب شـــود ...
عــشــق خــوب شــود ...

و تـــــو ...
خــــوب مــن شـــوی !!!

=====۩۞۩ஜ=====

وقتی من زانو هایم را بغل کرده بودم تو او را به اغوش گرفته بودی


=====۩۞۩ஜ=====

خیالت را با هیچ چیز عوض نمیکنم ....

حتی با خودت ....
لااقل میدانم پیشم مینشید ...به دلتنگیم گوش میسپارد....
خسته نمیشود...نمیرود...

=====۩۞۩ஜ=====

گرگها هميشه زوزه نميکشند ...
گاهي هم مي گويند :
دوستت دارم ...
و زودتر از آنکه بفهمي بره اي ، ميدرند خاطراتت را ...
و تو ميماني با تني که بوي گرگ گرفته ...!

=====۩۞۩ஜ=====

از من فاصله بگیر ، هربار که به من نزدیک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت … ! از من فاصله بگیر ، خسته ام از این امیدهای کوتاه و واهی


=====۩۞۩ஜ=====


من با تو فاصله ای ندارم !
مـثـل هـوا ..
کـنـارت هـسـتـم ...
فـقـط ، کـمـی مـرا نـفـس بـکـش
" حبسم کن درون سینه ات ...! "

=====۩۞۩ஜ=====


بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟


=====۩۞۩ஜ=====


نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 14:51 توسط jafar |


 

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن،

از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم،

اشکهایی را بریز که من ریختم

دردها و خوشیهای من را تجربه کن

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن

همانطور که من انجام دادم ...

بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

***

 

من از این تنهایی

از این که دیر می آیی

از این که روزی به من بگوییتو به من نمی آیی

می ترسم....

چرا نمی دانی تو

چگونه بی تو زمان میگذرد

بارها این را از خودم می پرسم

من می ترسم...می ترسم.

 ***


  گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!!

که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی..

و همچون تاریکی در هراسی

حتی چشمانت را در کلبه ی وجودش نیافتی

تو خود، او بودی و او تو نبود...

چه بد کردیم به خود...

 

***

  زرد آبی قرمز سفید مشکی

نمیدانم از کدام

رز...

برایت هدیه بیاورم تا در خاطرت بمانم

ای آنکه که

اشکهای

شبانه ام از آن توست..

 ***


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391ساعت 20:24 توسط jafar |


هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !!

دیروقت است

، آرام بگـــــــیر بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم


**

چی شد که سیگاری شدی؟

+ یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم.

– چی شد که ترک کردی؟

+ یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم.

…- چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟

… …………………………​+ یه شب بارون میومد… 

دوباره تنها شدم.

– چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟

+ یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش…

 اون تنها نبود

**


شب را دوست دارم ...! چرا که در تاریکی ..

چهره ها مشخص نیست !! و هر لحظه ..


این امید .. در درونم ریشه می زند ...


که آمده ای .. ولی من ندیده ام!


**

حالگیری در حد لالیگا!!!!!!
.
.
.
.
...
.
.
.
.
.
اگه تو ماشینی و میبینی پسره با دوست دخترش وایستاده

 کنار خیابون ...

کنار پاش ترمز بزن و داد بزن بگو 

===> دیگه به من زنگ نزنیا... <=== 

گازشو بگیر و برو

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 19:15 توسط jafar |


یه لحظه از اتاقتون بیرون برین 30 ثانيه به باباتون نگاه كنين..بعدش به اين فكر كنين

كه خيليا حاضرن تمام زندگيشونو بدن تا اين30ثانيه رو داشته باشن ... !!!

بسلامتی تموم باباهای خوب.♥

***


سلامتیه اون پسری که . . .

۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .

۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .

۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . .
باباش گفت چرا گریه میکنی ؟

گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .


***


خدايا دقيقاً داري با زندگي من چیكار ميكنی،

بگو شايد بتونم كمكت كنم!

***

دَمــَــش گـــَــرم ...

بـــاران را مــےگـــویـــــَــم

بـــه شـــانـــه ام زد وگــُـفــــت : خــَـســتـــه شُــــدے.. امــــروز را تــُــو اســـتـــراحــَـت کـــُـن...

مـَــن بـــه جــــایـــَـت مـــے بـــارَم...!!!!!!


***

هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !! دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر بُگذار

یک امشب را آسوده بخوابم……

***


به تو که فکر می کنم

بی اختیار

به حماقت خود لبخند می زنم

سیاه لشکری بودم

در عشق تو

و فکر می کردم بازیگر نقش اولم ...

افسوس...


***


جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه

که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن


***


چقدر سخته تو هق هق گر یه هات نفس کم بیاری اما .....عشقت به یکی دیگه بگه نفس....


***

حالا یـــکم بخندید غــم بسه :



مانتوش ۱۵ سانت بالای باسن ، آرايششم که شبيه جن و پری شده ... حالا بماند که موهاش

قرمزه ! ميگه به نظرت برم بيرون گشت ارشادم بهم گير ميده ؟! پَ نه پَ ميبرنت صدا و سيما تو

برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی

**


هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سکه طلا و میلیاردها ریال اسکناس دو هزارتومانی

فدای یه لبخند گلی مثل تو

**


ایرانیا کلن ملت مشاهده گرن...

اعدام باشه نگاه میکنن...

دعوا باشه نیگا میکنن...

تصادف باشه نیگا میکنن....

پیرزن 80 ساله تا دختر 4 ساله باشه نیگا میکنن...

طرف با زنش باشه نیگا میکنن....

ماشین قراضه سوار باشی نیگا میکنن....

ماشین آخرین سیستم سوار باشی نیگا میکنن...

کلن هرچی باشه نیگا میکنن

**

اگه کسی بهت گفت دوستت دارم

آروم بغلش کن، نازش کن، سرشو بزار رو شونت و یواش در گوشش بگو:

اونجایی که تو درس می خوندی ما مدیر مدرسه بودیم

**


و آدم بیکاری هستی در صورتی که :

1-
عضو فیس بوک باشی!!!

2-
موبایل داشته باشی!

4-
داری وقتتو واسه خوندن این مطلب تلف میکنی!

5-
نفهمیدی تو این مطلب شماره 3 وجود نداره؟!!!!!!

7-
الان چک کردی ببینی که شماره 3 هست یا نه؟!!!!

8-
شماره 6 کجاست؟!!

9-
حالا لبخند میزنی!!!

10-
شماره 1 کجاست؟

.

.

هه هه رفتی چک کنی ببینی شماره 1 هست؟

.

حالا خداییش فکر میکنی آدم بیکاری نیستی؟؟؟

 






نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 20:40 توسط jafar |



مطالب پيشين
» به نام تـک مکانـیک قـلب های داغـون
» دوباره اومدم یکم دیر شد.
» به جــای انکه فکر کنیم چرا گل ها خوار دارند به این فکر کنیم که چرا خوار ها گل دارند!!!
» یکم طنز
» ----------------------- این آخرین خط دفتر 91 یه جمله یادگاری بنویسید
» به من قول بده که تمامی سالهای باقی مانده تا ابد را مواضب خودت باشی دیگر نیستم که یاد آوریت کنم..
» تــــــــنــــــهایی..... مقدس تر از بودن با تن هاییست.... ک روحشان, با دیـــــــــگری ست !!
» با تو زیر بارانم ، چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود !
» حالا کو تا باورم شه سرنوشت من همینه
» این مطلب تقدیم به تمام پدران مهربان

Design By : Pars Skin